میخواهمت ای آهوی گمگشده در آبی چشمانممی خوانمت ای داغ نشسته بر دل تنگممیبوسمت ای مرهم درد روز های دلتنگیممرا یادت هست که چگونه تو را میخواندمو تو مرا حتی با نیم نگاهی آرام نمیکردیآنوقت که تمنای لحضه ای صدای دلنشینت را داشتم آیا تو مرا یادت هست....تو مرا در خاطراتت گم کردی و روزی دلت آنقدر تنگ میشودکه تمنای وجود مرا در لحظه ای از خاطراتتجستجو خواهی کرد و نخواهی یافت آیا تو مرا یادت هست.... (( صیاد))
برچسب:
نویسنده: کامیار شمس
تاريخ: چهارشنبه
20 تير
1403 ساعت: 1:57